هوش مصنوعی

کشف تشابه پنهان آثار هنری به کمک هوش مصنوعی

تشابه پنهان آثار هنری به کمک هوش مصنوعی

هنر یکی از معدود زبان‌هایی است که از موانع کشور، فرهنگ و زمان فراتر می‌رود. بیشتر مردم هنر را بر اساس تجربیات و محیط خود و همچنین به صورت ذهنی می‌بینند و درک می‌کنند. یافتن نقاط مشترک بین قطعات مربوط به دوره‌ها و زمان‌های مختلف، ذهنیتی باز و نگاه تیزبین را می‌طلبد که کاری بسیار پیچیده می‌باشد که گاهی از عهده انسان‌ها خارج می‌باشد.

شاید برای بسیاری از شما پیش آمده باشد که در هنگام مشاهده برخی از آثار هنری این حس در شما ایجاد شده است که این اثر را در جای دیگری مشاهده کرده‌اید در صورتی که برای اولین بار است آن را دیده‌اید. که این همان تشابه پنهان آثار هنری به کمک هوش مصنوعی می‌باشد.

مارک همیلتون دانشجوی دانشگاه MIT، در هنگام دیدن کردن از نمایشگاه “رامبراند و ولازکز” را در موزه Rijksmuseum در آمستردام نیز با این پدیده مواجه شد. او از مشاهده اینکه برخی از آثار هنری که هیچ ارتباطی کاغذی با یکدیگر ندارند، می‌توانند در واقعیت بسیار شبیه به هم باشند، بسیار متعجب شد.

تشابه پنهان طراحی
تشابه پنهان آثار هنری به کمک هوش مصنوعی

کاربرد هوش مصنوعی در دنیای امروزی بسیار روشن و ملموس می‌باشد. الگوریتمی جدید با نام MosAIc، توسط همکاری آزمایشگاه علوم رایانه‌ای و هوش مصنوعی MIT و مایکروسافت، از هوش مصنوعی طراحی شده است که برای شناسایی شباهت‌های بین آثار هنری در رسانه‌های مختلف و از ریشه‌های فرهنگی مختلف کاربرد داشته و با کمک آن می‌توان ارتباطات بصری آثار مختلف را در طول تاریخ شناسایی نمود. از این الگویتم با بهره‌گیری از پردازش تصویر برای بررسی شباهت‌های موجود در برخی از آثار استفاده شده است که در ادامه به معرفی برخی از این آثار می‌پردازیم.

تفاوت پردازش تصویر الگوریتم MosAlc نسب به سایر روش‌ها

سیستم‌های پردازش تصویر معمولی در مجموعه‌ای از تصاویر که از قبل گروه‌بندی شده است کار می‌کنند و آثار را تنها با تصاویر مشابهی از همان هنرمند یا مارک مرتبط می‌نماید. الگوریتم MosAIc به گونه‌ای طراحی شد که فراتر از رنگ و سبک باشد تا معانی و مضامین آثار را نیز در نظر بگیرد و سپس به بررسی شباهت‌های موجود بین آثار بپردازد.

پس از فعال شدن، الگوریتم MosAIc می‌تواند شباهت‌های بی‌شماری از نقاشی‌ها را کشف کند تا موارد مشابه را در موارد نظیر نقوش، مضامین و سبک‌های بصری کشف نماید. برای کشف شباهت‌ها در آثار و فرهنگ‌های مختلف تنها وجود یک تصویر واحد کافی است.

آثار با استفاده از “درخت KNN” به صورت ساختاربندی‌شده سازماندهی می‌شود که در آن “شاخه‌ها” می‌توانند نشان‌دهنده هنرمندان، رسانه‌ها یا فرهنگ‌های مختلف باشند. سیستم پردازش تصویر از “تنه” درخت شروع می‌شود و از طریق هر “شاخه” بهترین نتیجه را با تصویر مورد پرسش جستجو می‌کند و نتیجه را در اختیارمان قرار خواهد داد.

با این حال، الگوریتم اصلی KNN محدودیت‌های خاصی دارد. به عنوان مثال، با استفاده از الگوریتم KNN بدون پیکربندی برای مقایسه نقاشی‌ها، فقط می‌توان از یک هنرمند خاص برای کارهای هنری مشابه درخواست نمود. در حالی که جستجو بدون قید و شرط یک گزینه است، اما نتایج حاصل از آن باید به صورت دستی فیلتر شود که این فرآیند زمانبر و پرهزینه است.

الگوریتم MosAIc با پروژه‌های موجود مانند Google’s X Degrees of Separation که هدف آنها شناسایی ارتباطات بین دو تصویر انتخاب شده می‌باشد، متفاوت است. به این معنی که کاربر فقط یک اثر هنری را به عنوان ورودی به الگوریتم وارد می‌کند و هوش مصنوعی مجموعه‌ای از موارد ممکن را که با آن مشابهت داشته پیدا می‌کند.

بیشتر بخوانید: هوش مصنوعی دریچه‌ای برای بهبود سلامت بشر

بررسی آثار به کمک هوش مصنوعی

یکی از بررسی‌های صورت گرفته با استفاده از هوش مصنوعی و پردازش تصویر، بر روی اثر “جرثقیل آبی” کاوشگر هلندی قرن هجدهم، روبرت جیکوب گوردون، نشان داده است که این اثر با یک قطعه ظریف از ظروف شیشه‌ای ایرانی (یک آب پاش با گردن بلند و نازک) شباهت بسیار نزدیکی دارد. از دیگر موارد بررسی شده می‌توان به شباهت بین ویولون هلندی با لباس کیمونوی ژاپنی بانیان قرن ۱۸ میلادی یاد کرد. ظروف چینی و شمایل نگاری با وجود فاصله زیاد بین بازارهای چین و هلند مشابه است. به طور خاص، این آثار شاهدی بر تأثیر تجارت ظروف چین و هلند در قرن ۱۶ تا ۱۸ میلادی می‌باشد.

تشابه پنهان هنر
تشابه پنهان آثار هنری به کمک هوش مصنوعی

این پروژه با الهام گرفتن از نمایشگاه Rijksmuseum تحقق یافته است که از شباهت غیر منتظره در جفت شدن اثر “شهادت مقدس سراپیون” اثر نقاشی مذهبی اسپانیایی قرن هفدهم میلادی، فرانسیسکو دو زورباران و “قو تهدید شده” اثر هامیلتون نقاش بومی هلندی هم تاریخ خود تاثیر گرفته است. علی رغم این واقعیت که این دو هنرمند اسپانیایی و هلندی تقریباً به طور قطع هرگز همدیگر را در طول زندگی خود ملاقات نکرده‌اند و یا حتی از وجود یکدیگر اطلاع نداشته‌اند اما با بررسی صورت گرفته بر روی اثار این دو نقاش، آثار آنها از نظر پالت‌های رنگی تقریباً یکسان بوده و به کارگیری نور و تاریکی در آثارشان تشابه نسبتا زیادی با یکدیگر دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا